حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )
26
تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )
من مطيع و منقاد محبّت تو شد و خود را به تو تسليم كردم پس ببين كه شفاى من در چيست ؟ خواجه قدس اللّه سرّه فرمود : داروى اوّل تو صدق است و من ترا از مرض نفسانى تو آگاه كردم كه در تو مشاهده كردم ، و تو مرا تصديق كردى و گفتى كه راست گفتى ، اگر در اين تصديق من صادقى ، علاج سهل است و شفاى تو نزديك است . گفتم : اى خواجه من در اين تصديق صادقم و دل مبارك تو گواه و آگاه است . بعد از آن خواجه فرمود : آنچه گفتى راست گفتى ، و نيكو كردى كه آنچه حق بود گفتى ، و من دليل راستى ترا در تو مشاهده مىكنم كه پوست و اعضاى تو به لرزه درآمده است و اين نشانهء خوف و خشيت دل و صدق توجّه تست به مطلوب تو ، و نشانهء نظر عنايت الهى است با تو و نشانهء آنست كه نور الهى روى به تو آورده و حق تعالى با تو در سخن است و تو آگاه نيستى . اين لرزيدن تو و ترسيدن تو نشانهء يقين و تحقيق است و ترازو و معيار حقّ است و درهاى اميد و اعتقاد بنده بر حق تعالى در اين حالت گشوده است ، و هيچ راهى به حق تعالى نيست مگر نور او ، و سير به سوى حق جز به نور حقّ ميسّر نشود ، و آن نورى باشد از انوار مواصلت و مواجهت ، و چون